میخام برم مجلس » هفنه نامه بصیرت ملارد
صفحه اصلی   انجمن ها   عضویت   تماس با ما جستجوی پیشرفته نقشه سایت
موضوعات مطالب
 خبرها (14)
 اجتماعی (53)
 سیاسی (17)
 فرهنگی (48)
 مدیریت شهری (25)
 آلبوم عکس ()

پربازدید ترین مطالب

» آقای رییس جمهور؛ آمار شما گرسن ...
» بیانیه بیژن چهری بمناسبت رد صل ...
» تاثیر نوسانات ارز بر بازار و ا ...


دوستان ما

برای تبادل لینک، لطفا با مدیریت وب سایت تماس حاصل نمائید
» شهرآیینه
» شهرداری ملارد
» شورای شهر ملارد
» ملاردیها
» درکوچه باغهای نشابور


نظرسنجی



جستجو در محتوای سایت
کاربر گرامی ، ابتدا کلمه مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده سپس روی دکمه "جستجو" کلیک نمائید







 میخام برم مجلس

میخام برم مجلس

آقابخشعلی آدم خوب و رو راستی است او برتمام سوالات عموماً جواب های کامل وتمام میدهد. اصلاً یه جورایی آدم حاضرجوابی است حتی الان که پابه سن گذاشته.آقابخشعلی که به تازگی مدرک فوق لیسانس مهارتهای حرفه ای را از دانشگاه بومی سازی علوم گرفته به سرش زده که به مجلس برود! اشتباه نکنید نه برای کارهای شخصی بلکه برای خدمت به مردم، که اوحالاآنها را خلق الله می خواند. ماجرا ازاین قراراست که به تازگی مصوبه مجلس رادرروزنامه ها خوانده بودکه شرط لازم برای نمایندگی مجلس دارابودن مدرک فوق لیسانس است.آقابخشعلی که درخودش صداقت مثال زدنی می بیند عزمش راجزم وحواسش را ازامورات جزئی به کارهای کلان متوجه میکند. عموماً بالباس رسمی، ته ریش،  یقه بسته، باصدایی آرام اما نافذ وگیرا، انگشتری عقیق ویا فیروزه دردست راست وبا لبخندی یواش بر روی لبان همیشه درحال خوش و بش کردن با عامه مردم وگفتن اینکه مگه خبرندارید؟ موضع گیری های جالب درموردبحران اقتصادی یونان، اسپانیا، پرتغال وحمایت  ازقیام های منطقه خاورمیانه به جز یکی دوتا ازآنها وخلاصه تمامی رفتارهایی که به نحوی ازانحاء به او وجهه نمایندگی می بخشد. آقابخشعلی همیشه درخیالاتش آنجاکه هیچکس حضورندارد خود را درمیان جمع میدیدکه دارد سخنرانی های پرشور و باآب وتابی انجام میدهد.وقتی که او برصندلی های سبز مجلس تکیه زده ونام اورا برای نطق پیش ازدستورمی خوانند: جناب آقای بخشعلی صداقت نماینده کردستان..........برای ایرادسخنرانی به پشت تریبون تشریف بیاورند. و در فردای آن روز، روزنامه ها  عکس های او را با سخنرانی تاقسمتی آتشین چاپ میکنند واو ناگهان به میل خود سر از رسانه ملی درمی آورد حالادیگرهمه او را دکتریا مهندس صدامی زنند. درخدمت جناب آقای دکتربخشعلی صداقت هستیم واو اینگونه سخن راآغازمیکند:

بسم الله الرحمن الرحیم

آقا مابه قصدخدمت آمده ایم نه تشنه قدرت، خدمت رادرنظام مقدس جزء عبادت نمی دانیم، ولی قسم  که من یک موی گندیده ی مش عباس بقال سرکوچه مان را باتمام پرتغال های مصری وگردوهای اسرائیل وموزهای گواتمالایی ولباسهای تمام چینی عوض نمیکنم و...... اما این خیالات شیرین یک تلخی هم دارد آن هم دخل وخرج نمایندگی است. اماآقابخشعلی نمی خواهد که از الان خود را وامدار هیچ یک ازحزب های  سیاسی کند واصولاً قصد ورود به جرگه ی مافیای اقتصادی راندارد. آقابخشعلی اما خوب میداندکه برای رفتن به مجلس و جلوس برکرسی نمایندگی بایدپول خرج کند.آخرمگرچند تن ازقوم وقبیله شان اینجاهستندکه بخواهد روی آنهاحساب بازکند؟ تازه شنیده بودازمنابع موثق  که در دوره  های قبل بعضی ازکاندیداهای محترم تایک میلیاردتومان وجه رایج مملکت خرج کرده بودند تازه آخرش رای هم نیاوردند. خب اینجاآقای بخشعلی یک دودوتاچهارتایی باخودش کرد و دید خرج پوستروعکس های تبلیغاتی وشام ونهارخلق الله وهزینه ی دعوت کردن ازاین وآن و مجلس  به پا کردن و سور وشور و شناسنامه ...خودش کلی خرج دارد هیچی خرج نداشته باشد ششصد-هفتصد میلیونی آب میخوردتازه یارانه هاراکه داده اند و قیمت ها همین جوری درحال بالارفتن (ببخشیداصلاح)هستند. تورم هم که نقطه ای بالامیرود.  نشست وباخودش فکرکردآن هم یک فکرحسابی، پیش مافیادست درازکنم ونماینده بشوم یا نه دست درجیب کنم وهمان آقابخشعلی صادق بمانم؟ القصه آقابخشعلی تصمیمش راگرفت اوثبت نام کرد وباچندتا ازآدم های پولداروخیرشهرجلسه گذاشت وآنهاراهم ازتصمیم خویش باخبرکرد.آنها نیز توافق کردند که برای آقای بخشعلی ازهرگونه کمک  دریغ نکنند.آنهابرای اوستاد مرکزی برپاکردند.باچندرستوران دارمهم وشیک توافق کردند.باخیلی ازسران اقوام وقبیله ها نشست وبرخاست کردند. دربین مردم فقیرروغن وبرنج تقسیم کردند. برای دخترخانم ها لوازم آرایشی وبهداشتی مد روز تهیه وارسال فرمودند. عده ای زیادی از جوانان رابه شام ونهار دعوت کردند و به آنهاچلوکباب خوراندند وبه عده ای ازخلق الله که شیفته ی خدمت بودندمسئولیت هایی چند را البته بااجازه ی آن چندخیرپولدارتقسیم کردند.آقابخشعلی حالادیگرسرشناس شده بود درطول روزکارگاه تابیست مجلس میرفت وبرای مردم سخنرانی میکرد مثلادربین کارگرها می گفت آنقدرکارسرتان بریزم که واقعا بیکارشوید ونتوانیدکدام کارراانتخاب کنید. یابه کشاورزان میگفت گندم هایتان راپنج برابرقیمت میخرم ویابه زنان میگفت برای همه شماحق طلاق را ازشوهران ظالمتان میگیرم وتا آخرین امضاجهت جداییتان عقب نخواهم نشست یا با لباس وشورت ورزشی به حیات فوتبالیست ها میرفت ویاد از دورانی میکردکه مارادونا را درلباس تیم ملی آرژانتین میدید وپوسترهایشان راجمع میکرده وقول میداد که مربی تیم ملی اسپانیا رابرای ایران بگیرد و لیونل مسی رابه ایران دعوت کند. خلاصه که خواب مردم راگرفته بود هی وعده میدادودائماً شعارهایش راباآب وتاب بیشتری تکرارمیکرد. او  وقتی به میان معتادان گمنام میرفت باصدای بلندی می گفت بچه هامن بخشعلی ام معتاد، 4سال و6ماه و23روزه که پاکی دارم بچه هاواسم دعاکنید.

پایان قسمت اول

یوسف حسامی


 
مطالب مشابه

  • امیر کبیر شهید مشروطه خواه
  • داستان نسل من
  • هدفمند کردن یارانه ها
  • دفتر هاشمی اظهارات اخیر ذوالنور را رد کرد
  • این روزهای ملارد

  •  
    
    ارسال نظر
    [not-wysywyg] [/not-wysywyg]
    نام شما :
    آدرس ايميل :
    [not-wysywyg][/not-wysywyg]{wysiwyg}
    كد امنيتي : تصوير كد امنيتي
    ريست کد
      اعداد بالا را داخل کادر وارد نمایید
    كد را وارد كنيد :


     
    منو کاربری
     
    نام کاربری
    کلمه عبور
     
     
    جدیدترین مطالب
     
    مطالب تصادفی

    آرشیو ماهانه

    نسخه الکترونیکی هفته نامه
    کاربر گرامی شما در این قسمت می توانید نسخه دیجیتالی هفته نامه را به صورت فایل PDF دریافت نمائید .
    »» 03/09/1388
    »» 03/10/1388
    »» 04/11/1388





    Powered by WebGozar

    تماس با ما
    کاربران گرامی شما می توانید در صورت داشتن هرگونه سوال یا انتقادی از لینک زیر آن را با ما در میان بگذارید ، تا ما در اسرع وقت پاسخ را برای شما ارسال نماییم .

    لطفا اینجا کلیک نمائید