کاربر گرامی ، ابتدا کلمه مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده سپس روی دکمه "جستجو" کلیک نمائید
جوانمردان امروزیِ ما!!
جوانمردان امروزیِ ما
«فُتُوَّت» یا « جوانمردی» آیینی بس دیرینه ست که سرچشمه های آن را در آیین ها و دین های ایران باستان باید جُست و تا کنون همچنان نشانه هایی از آن را در مرام اهل زورخانه ، لوتیان و درویشان خاکسار نیز می توان یافت. پس از اسلام پذیری ایرانیان، آیین جوانمردی در روند هفت سده در سرزمین های همسایه های ایران نیز نفوذ نمود و بی گمان که این نفوذ و گسترش در پیش از اسلام نیز – بویژه در سرزمین های عرب نژاد – پیشینه یی داشته است. به هر روی، سده ها طبقه ی عامه- بویژه پیشه و روان و صنعتگران – در ایران و سرزمین های اسلامی دیگر پیرو این آیین بوده اند. کهن ترین جوانمردان تاریخ ایران که تا کنون شناخته شده اند ، «عیّاران» بوده اند. آنان در کوه ها و بیابان ها راهزنی می نمودند و از توانگران و سرمایه داران می رُبودند و به درماندگان و مستمندان می بخشیده اند. گروهی دیگر به رغم عیّاران بیابانگرد و کوه نشین و راهزن، در شهرها سکونت داشتند و به پیشه وری مشغول بودند. این گروه برای گرد همایی های خود مراکزی ویژه به نام «لنگر» و «آستانه» داشتند و ایشان همدیگر و بویژه استادان و پیران خود را «اخی» می نامیدند. با گذشت زمان در میان عیاران – که کهن ترین گروه جوانمردان در تاریخ ایران شناخته گردیده اند – انشعاب پدید آمد و آنان به چندین گروه بخش شدند. یک گروه بزرگ از جوانمردان ، «پهلوانان» بودند. در ظاهر وجه تمایزپهلوانان از گروه های دیگر جوانمردان در زورآوری شگفت انگیز شان و و کاردانیشان در برخی از ورزش ها و شگردهای رزمی همچون کشتی گیری، نبرد با فیل ، تیراندازی و نیزه وری بوده است. گذشته از واژه ی پارسی «پهلوان» در دوره های گوناگون لقب ها و نام هایی دیگر نیز برای پهلوانان به کار می رفته است. از جمله ایشان را « مفرد» نیز می نامیده اند که در اصل عنوانی برای سپاهیان بوده است. از دیرباز عیّاران را « شاطِر» نیز می گفتند؛ پس از سده ی دهم قمری به گروهی از عیّارانی که در رکاب پادشاهان و فرمانداران استانی پیاده می دویدند و وظیفه یِ نگاهبانی و نیز خبررسانی آنان را داشتند، شاطِر نامیده می شدند. پهلوانان را نیز «بَهادُر» می نامیده اند؛ بهادر واژه ای ترکی ست که بیشتر به پهلوانان ترک و تاتار اطلاق می گردیده است. نشانی از عیّاری و جنگاوری بهادران هنوز در تعبیر امروزی «بزن بهادر» بر جای مانده است. « گلو» ها نیز دسته ای از جوانمردان بودند که پیشکسوتی و فرماندهی اصناف پیشه ور و سرپرستی و ریش سفیدی اهل محل زندگی خود را بر عهده داشتند. واژه ی «گلو» در اصل به معنی بزرگ و مهتر و ریش سفید و پیشکوست است و این واژه دگرگون شده ی واژه ی «گلان» است چنان که امروزه نیز در برخی از گویش های ایرانی «گلان» را «گلون» می گویند. شایان رویکرد است که بیشتر فَتّیان و جوانمردان به مذهب تشیّع گرایش داشتند. «سربداران» نیز گروهی از اهل فتوّت ایران بودند که به حکومت رسیدند و سلسله ای را به همین نام تشکیل دادند. پهلوان امیر عبدالرزاق باشتینی بنیادگذار این جنبش مردمی بود و پس از واکنش های نادرست و ناجوانمردانه ی این پهلوان، جنبش سربداران به جنبش مذهبی و شیعه دگر دیسگی یافت. اگرچه از فساد و تباهی پهلوان ها در کتاب های تاریخ بسیار سخن رفته است، اما برخی از ایشان نیز به پرهیزکاری و دین داری پُرآوازه بوده اند. پهلوان محمد ابوسعید- جهان پهلوان دربار سلطان حسین بالقرا – دانشمند و سخنور بوده و در مناظرات و مباحثات فرزانگان زمان خود شرکت می جسه و نیز کتابی در باره ی شگردهای ورزش کشتی نوشته بوده است. به هر روی سخن به بیراهه کشیده شد، تا به اینجا در این نوشتار کوشیدم که گرته یی از آیین جوانمردی در گذشته را کوتاه و پژوهشی عرضه نمایم. اما این پرسش در ذهنم مانده که: به راستی جوانمردان امروزی ما به کجا رفته اند؟
-آیا همچون توس، گیو، بیژن و فریبرز در زیر برف ها به خوابی ژرف فرو رفته اند؟
-و آیا همچون داش آکُل ها، از زخم کاکاها جان سپردند؟
-و آیا این گونه کسان و این داستان ها ، ویژه ی کتاب های تاریخی و اسطوره ای و افسانه ای است؟
نزدیک به پنج دهه است که آیین جوانمردی در ایران زمین رنگ باخته و یا رنگ دیگری به خود گرفته است. در این پنجاه سال تشخیص برخی از مردان و زنان از یکدیگر به کلی دشوار شده است. (هم وضعیت ظاهریشان و هم از لحاظ رفتار و گفتارشان) اکنون نیز در همین شهرستان خودمان کسانی چون کیف قاپان و زورگیران و موادفروشان و خریدارانشان، عرقِ شرم بر پیشانی پهلوانانی همچون یعقوب لیث صفّار، پهلوان گودرز سیرجانی و ... نشانده اند!
-آیا کیف قاپی از زنان و یا زورگیری از کسان کم توان، در آئین جوانمردی امروزی ماست؟
-آیا فروختن مواد مخدر به جوانان کم تجربه که نهال زندگیشان را از ریشه و بنیاد رو به تباهی کشاندن، از مرسومات آیین جوانمردی امروزی ماست؟
-روی سخنم با مسئولین و بویژه مردم است:
-آیا این کردارها را نگریستن و هیچ واکنشی از خود نشان ندادن، از آداب و آیین جوانمردی امروزی ماست؟
-چه شده که مردمانمان بی تفاوت نسبت به یک زورگیر – که در جلوی چشمانشان پیرمردی را زیر مشت و لگد خود می کوبد – هستند؟
-چه شده که در کوچه ها و گذرگاه ها مواد مخدر فروخته می شود ومسئولین هیچ راهکار علمی از خود نشان نمی دهند؟
با این تفاسیر و پرسشهای بی پاسخ، باز هم در نیافتم که جوانمردان امروزی ما به کجا رفته اند؟!!! ای کاشی زمانی برسد که به اصالتهای کهنمان رویکرد داشته باشیم.
کاربران گرامی شما می توانید در صورت داشتن هرگونه سوال یا انتقادی از لینک زیر آن را با ما در میان بگذارید ، تا ما در اسرع وقت پاسخ را برای شما ارسال نماییم .
طراحی و اجرا : ایلینوکس
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به هفته نامه بصیرت جوانان بوده و کپی برداری از مطالب این وب سایت تنها با ذکر منبع بلا مانع می باشد