کاربر گرامی ، ابتدا کلمه مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده سپس روی دکمه "جستجو" کلیک نمائید
انسانم آرزوست
انسانم آرزوست
از روزی که به ملارد قدم گذاشته ام تا به اکنون بیشتر از 8 سال نمی گذرد در اولین دیدارم از ملارد، ویلا شهر وشهرک تیسفون و... از پیر مردی که بزرگ شده ملارد بود از گذشته این خطه پرسیدم. او گفت روزگاری ملارد پر از باغات ودرختان سرسبز بود تا موقعی که پای مهاجران سیل آسا به این دیار باز شد باغ ها خشکانیده شدند وخانه ها یکی پس از دیگری سربرآوردند وزمینها وباغ های زیبایش را بلعیدند. با حرف هایی توام با حسرت گفت: از ما که گذشته است شاید شما به سن من برسید دیگر هیچ باغی در ملارد نباشد. حرف هایش مرا به یاد روستایمان انداخت که هر سال خالی وخالی تر می شد وباغ های سیب وزرد آلویش خشک وخشکتر می شدند. شاید پیر مرد نمی دانست که اگر من به سن او برسم روستا یمان نیز باغی نخواهد داشت. از آن زمان تا بحال حدود 8 سال می گذرد ودنیا برایم به اندازه هزاران سال عوض شده است.اگر الان آن پیرمرد را دوباره می دیدم به او می گفتم: پدر جان دلت خوش است من دیگر به فکر باغ وبوستان نسیتم که سیب وخربزه داشته باشم. اصلا فکرم دیگر به باغ وبوستان نمی رسد چرا که سختی وفشار زندگی نه چنین مجالی برایم می دهد ونه درد های دیگران مرا آسوده می گذارد. من که نمی توانم برای خویشتن جزیره ای بهشتی درون اقیانوس متلاطم و جهنمی تجسم کنم. در این 8 سال کوله بار درد ها ورنج هایم آنقدر سنگین شده است که تاب وتحمل از کف داده ام. در این سالها بسیار دیده ام که انسان هایی در میان سطل های زباله بدنبال لقمه ای نان می گردند، جوانانی معتاد به مواد افیونی که به زودی خواهند مرد، خانواده هایی که به خاطر فقر مالی ومشکلات اقتصادی متلاشی شده اند، کودکانی که در شرایط سخت کار می کنند شاید بتوانند فلافی برای یک وعده غذا تهیه کنند، آدمیانی که وحشیانه تا سر حد مرگ همدیگر را کتک می زنند ودخترکانی بزک کرده که به خاطر پولی ناچیز اغفال می شوند. آری من دیده ام بسیار بیشتر از آنچه دارم می نویسم ، دیده ام که چگونهچاپلوسی و تملق همچون موریانه های موذی بنیان های صدق و صفای مردمان نیک سرشت کشورم را نشانه رفته است وعده ای با زر وزوز وتزویر از فرش به عرش می رسند وعده ای دیگر از فرش به زمین فرو می روند. کاش می توانستم هر آنچه دیده ام بنویسم .اماشاید بهتر است حرفی نزنم تا اوقات بعضی ها تلخ نشود. شاید بهتراست که دغدغه ودل مشغولی مان همان باغ وبوستان وحفاظت از محیط زیست باشد وانسانیت را فرو گذاریم. به قول حضرت مولانا : گویا ترم زبلبل اما زرشک عام/ مهرست بر دهانم وافغانم آرزوست
کاربران گرامی شما می توانید در صورت داشتن هرگونه سوال یا انتقادی از لینک زیر آن را با ما در میان بگذارید ، تا ما در اسرع وقت پاسخ را برای شما ارسال نماییم .
طراحی و اجرا : ایلینوکس
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به هفته نامه بصیرت جوانان بوده و کپی برداری از مطالب این وب سایت تنها با ذکر منبع بلا مانع می باشد