کاربر گرامی ، ابتدا کلمه مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده سپس روی دکمه "جستجو" کلیک نمائید
مهدي اخوان ثالث«م.اميد»
مهدي اخوان ثالث«م.اميد»
مهدي اخوان ثالث در سال 1307 ش. در مشهد به دنيا آمد. پدرش عطّار و مادرش خانه دار بود. در هنرستان صنعتي مشهد درس خواند و در آنجا با زبان آلماني آشنا شد. «علي اخوان ثالث، پدر اميد عطاري و دوافروشي و طبابت قديمي داشته و علاقه مند به اشعار فردوسي و سعدي و حافظ بوده مهدي، پنهان از پدر به تار زدن مشق موسيقي مي پردازد و با برخي از دستگاه هاي آن: ماهور، همايون، ترك و افشار... آشنا مي شود.» اخوان ثالث پس از اتمام تحصيلاتش در هنرستان صنعتي مشهد چندي در زادگاهش به آهنگري مشغول شد، و پس از مدتي به تهران آمد و در اطراف تهران به معلّمي پرداخت. وي يك سال پس از كودتاي 28 مرداد 1332 به همراه نيما و ديگران به زندان مي افتد. بي شكّ اين همه عشق و علاقه به ايران در آثار اخوان نمود ديگري دارد و اگر در ادبيات معاصر نگاهي كنيم، متوجّهي اين نكته مي شويم كه اگر در ادبيات كهن، فردوسي را داريم كه قلبش و جانش براي ايران مي تپد، در ادبيات معاصر نيز از خطّه ي آن شاعر بزرگ اخوان ظهور مي كند و اين علاقه و توجّه چيزي ساختگي نيست و آن را در بازگشت به آيين و مذاهب ايران باستان نيز مي توان يافت. مهدي اخوان ثالث در 4 شهريور 1369 در تهران درگذشت و در جوار آرامگاه نياي بزرگش، حكيم ابوالقاسم فردوسي در باغ شهر توس به خاك سپرده شد. مهدي اخوان ثالث را مي توان شاعري حماسي و اجتماعي دانست با برخي انديشه هاي فلسفي و خيالي. بي شك اخوان از مشخّص ترين چهره هاي شعر معاصر است كه شكست سياسي و اجتماعي عميق ترين و قطعي ترين تأثير را در انديشه ي شعري اش بر جاي نهاده است. سبك اخوان را در واقع مي توان «سمبوليسم اجتماعي» ناميد، او شاعري با انديشه و تفكّر اجتماعي است كه به انسان و جامعه ي خويش مي انديشد و در بسياري از اشعار درونگرا نيز كه به ظاهر خالي از هر گونه تعهّد اجتماعي است، مي توان جاي معترض او را مشاهده و سكوت فرياد گرش را حس كرد. شعر اخوان سرشار از حسّ اجتماعي و انسان دوستي است، امّا گاهي در بعضي از افكار و جهان بيني خاص خود دچار اشتباه شده است از جمله تصويري كه وي از تركيب آيين هاي پيش از اسلام ارايه مي دهد. شكست انديشي و بدبيني، خصيصه اي است كه پس از كودتاي 28 مرداد، در شعر اغلب شاعران اين دوره بروز مي كند. اخوان، شکست را ميپذيرد و هيچ گاه اميد دروغين نمي دهد. اخوان ثالث خود در اين باره مي گويد: «نوميد بودن و نوميد كردن، نجيب تر و درست تر از اميد دروغين دادن و داشتن است چون حداقل فايده ي اين نجابت و درستي اين است كه آدم، دروغ ها و پدر سوختگي ها را نخواسته و نياراسته ...» البته حادثه ي 28 مرداد را شايد بتوان از مهم ترين عوامل نا اميدي اخوان دانست، امّا بي شك جزء اصلي ترين علل نيست. نا اميدي و شكست اخوان عوامل متعدّدي داشته كه يكي از آنها كودتاي 28 مرداد بوده است، امّا عواملي چون فقر اقتصادي و خانوادگي نيز داشته كه از همان دوران كودكي گريبان گير شاعر بوده است، مرگ دو دخترش، تنسگل و لالهي 20 ساله، تبعيد، زنداني شدن و اخراج از كار و بيكاري تا پايان عمر و ... باعث بروز شكست در روحيه ي شاعر و بازتاب آن در شعرش شده اند. اين شكست و فضاي يأس آور و بسته در شعر «زمستان» تجلّي پيدا مي كند که بند نخستین آن در پی می آید. زمستان است سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را نگه جز پيش پا را ديد نتواند كه ره تاريك و لغزان است وگر دست محبت سوي كس يازي به اكراه آورد دست از بغل بيرون كه سرما سخت سوزان است...
کاربران گرامی شما می توانید در صورت داشتن هرگونه سوال یا انتقادی از لینک زیر آن را با ما در میان بگذارید ، تا ما در اسرع وقت پاسخ را برای شما ارسال نماییم .
طراحی و اجرا : ایلینوکس
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به هفته نامه بصیرت جوانان بوده و کپی برداری از مطالب این وب سایت تنها با ذکر منبع بلا مانع می باشد