کاربر گرامی ، ابتدا کلمه مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده سپس روی دکمه "جستجو" کلیک نمائید
عاشورا چه رنگی است ، سبز، سرخ، سیاه
عاشورا چه رنگی است ، سبز، سرخ، سیاه نه بر مژگان من اشکی...نه بر لب های من آهی سکا نس اول: این جمله وجملات مشابه شاید که نه، حتماً به ذهن وگوش خیلی ها در این مرزوبوم آشناست. درآستانه ماه محرم هستیم وباز هیأتها وتکایاوحسینه ها، جاهای شلوغی باید باشند، جاهائی برای نوشیدن چای وشربت، طبل وسنج ودهل، آش شله زرد وحلیم وقیمه روزعاشورا. محرم در ایران نقش، گرد همائی یا گونه ای کارناوال وهمایش، را بازی می کند که به نوعی باعث می شود مردم از هر مسلک ومرام اخلاقی وبا شخصیت و طبقه اجتماعی از پولدار وبی پول ، زن ومرد،..... همه در زیر یک بیرق سیاه پوش گرد هم آمده سینه می زنند، زنجیروسر وصدا البته قمه کشی ورسم های محلی وحالا دیگر امروزی ترش، ارگ وگیتار و شمع هایی به نشانه ی حسرت. بعضی مواقع آش آنقدر شور می شود که صدای بعضی از مراجع تقلید نیز به نشانه اعتراض در انتقاد به شیوه های بدعت گونه ای، که بعضی مواقع سر از انسان خدائی والحاد و مابقی قضایا در می آورد، را درآورده است. داستان محرم در ایران بیشتر به یک همگرائی شکلی می ماند تا ذکر یک گفتمان وتأکید بر اصل روایت. آن قدر برای خلق الله داشتن هیأت منظم و خورش قیمه ودسته های بلند ومداح معروف وخطیب وسخنران ، آنچنان مهم است که اصل ماجرا زیاد محلی از اعراب ندارد. جالب وقتی است که بعضی از وعاظ وسخنرانان مذهبی هم به جای اصلاح رویه های بعضاً نادرست ونامطلوب ونامربوط به اصل ، بیشتر بر طبل عوام زدگی وعوام گرائی می کوبند. حالا دیگر وقتی محرم شروع می شود قند توی دل خیلی ها آب می شود. مداحان معروف ونسبتاً خوش صدا عرصه را برای عرض اندام واحتمالاً پیشنهادهای نان وآب دار خالی می بینند وهر کس بواسطه نفوذ کلام ویا صدای خوشش در این بازار نانی ونامی دست وپا می کنند. . سکانس دوم : من می مانم وقلم وتاریخی که آنرا خوانده ام ویا شاید کمی تا قسمتی از آن را فهمیده باشم. من نیزمی دانم که می شد داستان عاشورا را جور دیگری روایت کرد وشنید. می شود از حسین یک چریک یکه تاز ساخت که قهرمان اصلی داستان در پایان زیر بار هیچ یک از پیشنهاد های وسوسه انگیز نمی رود وبا نقش منفی داستان هیچ رقم معامله نمی کند قاعده خودش را دارد به پرستیژ معینی وفادار است وتا انتها می رود حال این انتها مرگ است پس بهتر. این طور می شد روایت کرد واین طور هم می توان شنیدکه او به تعبیر مولف قمار عاشقانه، زیبائی های اخلاقی وعرفانی در آن موج می زند چاشنی خشونت را کم کرد ما به ازای آنرا از محبت وعرفان ولطافت طبع وچه چه پر کرد می توان از زبان مولوی گفت( کجائید ای شهیدان خدائی ، بلا جویان دشت کربلائی) وخلاصه حادثه عاشورا را نه تحلیل بلکه به نظاره نشست واز کنه آن نوستالژی خلق کرد که آه از نهادها برون کشد و واژه تأسف بهترین واکنش در برابر این قضیه باشد. می شود مانند انصاری قمی مولف شهید جاوید داستان را گونه ی دیگر روایت کرد ویا مانند دکتر شریعتی، از حسین ومحرم وعاشورا معجونی ساخت برای انقلاب از زیارت وارث مانیفست مبارزه را صادر کرد واز زیارت عاشورا بیانیه های آتشین ساخت برای حرکت واز داستان کربلا نه مراسم اشک وچای ( به تعبیر خودش) بلکه آئین نامه مبارزه وکادر سازی برای نظام ساخت. یا همانند امام خمینی گفت وتأکید کرد که این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است وعاشورا را نه یک حادثه ی صرف تاریخی بلکه تاریخ حادثه خوا ند که باید در هر شرایطی که ایجاد شد دست به تشکیل آن زد ودر پایان نیز گفت که ما مکلف به انجام تکلیف هستیم نه نتیجه. برداشت آخر: اینکه هر گروهی قضیه را آنچنان که می فهمد باور دارد یعنی دریچه فهم اش از قضیه، ظرفیت اجتماع وفهم اجتماعی اش از قضیه است که او را بسوی قضاوت سوق می دهد. قضاوت در مورد اینکه عاشورا آیا یک حادثه تاریخی است ومتنی است تاریخی که ابعاد بعضاً مبهم آن باید روشن شود ویا واقعیتی است فرا تاریخی که می شود به کار امروزها یمان نیز بیاید براستی کدامیک در اولویت قراردارند؟. سبز، سرخ، سیاه براستی رنگ عاشورا چه رنگی است؟ یوسف حسامی
کاربران گرامی شما می توانید در صورت داشتن هرگونه سوال یا انتقادی از لینک زیر آن را با ما در میان بگذارید ، تا ما در اسرع وقت پاسخ را برای شما ارسال نماییم .
طراحی و اجرا : ایلینوکس
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به هفته نامه بصیرت جوانان بوده و کپی برداری از مطالب این وب سایت تنها با ذکر منبع بلا مانع می باشد