مطالب براي اسفند 1388 سال » هفنه نامه بصیرت ملارد
صفحه اصلی   انجمن ها   عضویت   تماس با ما جستجوی پیشرفته نقشه سایت
موضوعات مطالب
 خبرها (13)
 اجتماعی (53)
 سیاسی (17)
 فرهنگی (48)
 مدیریت شهری (23)
 آلبوم عکس ()

پربازدید ترین مطالب


دوستان ما

برای تبادل لینک، لطفا با مدیریت وب سایت تماس حاصل نمائید
» شهرآیینه
» شهرداری ملارد
» شورای شهر ملارد
» ملاردیها
» درکوچه باغهای نشابور


نظرسنجی



جستجو در محتوای سایت
کاربر گرامی ، ابتدا کلمه مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده سپس روی دکمه "جستجو" کلیک نمائید







نوروز از نگاه دکتر شریعتی
نوروز از نگاه دکتر شریعتی

نوروز از نگاه دکتر شریعتی نوروز از نگاه دکتر شریعتی سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده، پاک ... نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند... چهارشنبه سوری چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند[۱]. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود وبرآمدن خورشید روشن نگه داشته می‏شود[۲].که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که وازه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد[۳] . به بیان دیگر شما خواهان آنید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به شما بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.


نویسنده : جهانگیر جعفری | مربوط به موضوع : فرهنگی | در تاریخ : 25 اسفند 1388 | بازدیدها: 389 | نظرات (0) | ادامه مطلب

می شوی امسال جانم صاحب آپارتمان!!!
می شوی امسال جانم صاحب آپارتمان!!!



می شوی امسال جانم، صاحب آپارتمان

گفت مسکن می شود ارزان ارزان غم مخور/ شهر وشهرک می شود دشت وبیایان غم مخور/
چند وقتی گر که صاحب خانه حالت را گرفت/ بعد از این خواهم گرفتن حال ایشان غم مخور/
خانه می سازم برایت، خانه ای ارزان وخوب/ بهتر از هر برج در تجریش وشمران غم مخور/
می شوی آسوده دل از خانه بر دوشی دگر/ می رودآوارگی ها روبه پایان غم مخور/
نسل صاحب خانه می گردد از این پس منقرض/ حل شود این مشکل واین کهنه بحران غم مخور/
رسم دلالی بر اندازم دگر، دل بد مکن/ با تو همدل می شوند انبوه سازان غم مخور/
این زمین خواران به جای خود نشانم بعد از این/ تا که وضع ملک، باز آید به سامان غم مخور/
رفت اگر کل حقوقت پای یک سوئیت تنگ/ یا اتاقی چون سلول وهمچون زندان غم مخور/
می شوی امسال جانم، صاحب آپارتمان/ دائماً یکسان نماند حال دوران غم مخور/
نقل از: نشریه طنز
احب آپارتمان!!!


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 17 اسفند 1388 | بازدیدها: 295 | نظرات (0) | ادامه مطلب

وضعیت اسفبار ساخت وسازهای سرآسیابی!!!
وضعیت اسفبار ساخت وسازهای سرآسیابی!!!
وضعیت اسفبار ساخت وسازهای سرآسیابی!!!!! recourse


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 17 اسفند 1388 | بازدیدها: 309 | نظرات (0) | ادامه مطلب

جدول عوارض سال 89 شهرداری ملارد
تصویب تعرفه عوارض سال 89شهرداری ملارد


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 13 اسفند 1388 | بازدیدها: 1372 | نظرات (2) | ادامه مطلب

شهر پویا، شهروند پویا

شهر پویا، شهروند پویا

تأثیرات روحی، روانی اجرای طرحهای عمرانی بر شهروندان شهر یک پدیده زنده وپویاست که به سادگی می توان جریان زندگی رادر آن احساس کرد .بی شک شهری آباد وتوسعه یافته دارای شهروندانی با نشاط وخلاق خواهد بود وبالعکس شهرهای بی تحرک وکم رونق که به روز مرگی مبتلا گردیده اند شهروندانی افسرده و خموده را در خود جای داده اند. اجرای طرحهای نوین شهری، توجه به زیبا سازی و مبلمان شهری، گسترش فضاهای سبز وتفر جگاه ها به سان خون تازه در بدن آدمی، حیات و طراوت را به محیط شهری ارزانی می دارد و چهره شهر را همراه با شهروندانش بشاش وشاداب خواهد نمود. فضای سبز در شهر ها به عنوان ریه های تنفسی شهر نشینان به شمار می آید به همین دلیل فقدان آن به معنی عدم وجود سلامت وتندرستی در شهر ها محسوب می شود. در شهرها گذراندن اوقات فراغت برای کسب تعادل روحی نه تنها امری است ضروری بلکه نبود آن نیز حتی بر روی توانایی های کاری افراد تأثیر گذار است. کسالت، ضعف اعصاب و خستگی ها ی مفرط از نتایج زندگی شهری است که کاهش آن با گسترش فضای سبز ومحیط های تفریحی در سطح مناطق شهری رابطه مستقیم دارد. از دیگر اثرات روانی اجرای طرحها ی عمرانی تقویت حس مشارکت در شهر وندان می باشد. زمانی که افراد شهر نشین نتایج مستقیم پرداجت عوارض را با اجرای طرحهای عمرانی توسط نهاد های مسئول خدمات شهری، همچون شهر داری ها در محل زندگی وسکونت خود عینأمشاهده می نمایند نا خود آگاه به پرداخت دقیق عوارض ومشارکت در آبادانی شهر تر غیب می گردند. نتیجه ی بحث ذکر شده را می توان در یک جمله به اختصار بیان نمود که شهر پویا ، شهروندانی پویا را به دنبال خواهد داشت و این سخن می تواند دلیلی قاطع باشد برارتباط مستحکم و ناگسستنی بین سازندگی و آبادانی شهری با شادابی و طراوت روحی و روانی شهروندان. امید برآنست که با شروع طرحها و پروژه های عمرانی در سطح شهر ملارد شور وشادی وشادابی برچهره شهروندان این شهرستان را نظاره گر باشیم .


نویسنده : فخرالدین آئینه وند | مربوط به موضوع : اجتماعی | در تاریخ : 12 اسفند 1388 | بازدیدها: 478 | نظرات (0) | ادامه مطلب

]مجاورت با دود سیگار خطر ناک است

مجاورت با دود سیگار خطر ناک است رو برو ی من نشسته بود، با قیافه ای مضطرب به دهانم چشم دوخته بود. وقتی نتیجه برگه آزمایشگاه را برایش تعبیر کردم، ناگهان بغضش ترکید و شروع کرد به اشک ریختن، پرسیدم چه شده؟ مگر از اینکه بار دار هستید خوشحال نشده اید ؟ تا آنجا که من بعنوان پزشک خانوادگی شما اطلاع دارم مدت مدیدی است که برای شنیدن این خبر لحظه شماری می کردید.گفت: دکتر خیلی خوشحالم ولی گریه من به خاطر نگرانی از سلامت کودکی است که در وجود من شکل گرفته است.گفتم : این نگرانی ها را همه مادران جوان دارند، به خدا توکل کنید ودل قوی دارید. گفت : این نگرانی معمولی مادران جوان نیست، نگرانی من واقعیت دارد، در کتابها ونشریات درباره اثرات زیان آور دود سیگار بر روی رشد جنین بسیار خوانده ام و می دانم دود سیگار باعث بدنیا آمدن فرزندان نارس می شود، می دانم که دود سیگار باعث بدنیا آمدن کودکان با جسم و مغز کوچکتر، می دانم که ..... میان حرفش دویدم وگفتم : ولی تا آنجا که من خبر دارم نه شما نه همسرتان هیچکدام سیگاری نیستید.گفت : ولی همکار بی انصاف من سیگاری است ! گفتم : این چه ربطی به ناقص به دنیا آمدن فرزند شما دارد ؟ گفت :همکار من از صبح تا عصر در سالن سر پوشیده محل کار ما مشغول دود کردن سیگار است . من همیشه از دود سیگار او رنج می برم . بارها تذکر داده ام ولی او با کمال بی رحمی هوای تنفسی من و عده دیگری را که در آن سالن کار می کنند مسموم می کند و باعث سر گیجه ومنگی وسر درد ما می شود، باور کنید ما چند نفر که در مجاورت دود سیگار او هستیم اشتهای خود را از دست داده ایم، رنگ پوست صور تهای ما کدر شده واز شفافیتش کاسته شده است . موهایمان شروع به ریزش کرده و ضربان قلبمان سرعت بیشتری گرفته، به خاطر بوی بد لباسم چند بار با همسرم بگو مگو داشته ام تا ثابت کنم که خود من سیگار نکشیده ام بارها به این همکار مزاحم تذکر داده ایم، چپ چپ نگاهمان کرده و به جای معذرت خواهی غُرو لُندی کرده که هر کاری دلم بخواهد انجام می دهم، هر کس ناراحت است می تواند سالن را ترک کند ! حال با چنین همکار ظالمی، شما به من خبر بار دار شدن می دهید؟ضمن اینکه مجبور هستم سر کار بروم که زندگی ام بگذرد، می ترسم که دود سیگار روی فرزند بی گناه و معصومم اثرات زیان بار خود را بر جای گذارد..... دکتر سید کاظم زمانی


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : اجتماعی | در تاریخ : 12 اسفند 1388 | بازدیدها: 326 | نظرات (0) | ادامه مطلب

نقش وعملکرد شورای اسلامی شهر در مدیریت شهری

نقش وعملکرد شورای اسلامی شهر در مدیریت شهری
مطلب اصلی در قضیه تشکیل شوراهای اسلامی شهر، فراخواندن شهروندان به مشارکت وبه حساب آوردن آنها به عنوان شهروند واقعی وتأثیر گذار در تصمیم گیری برای امور شهر خود می باشد. بر اساس اعتراف صاحبان تئوریهای مدیریت مشارکتی وکسانیکه دغدغه روزمره شان خدمات رسانی به شهروندان است. آنچه که آشفتگی شهرهای ما را به سامان خواهد رساند چیزی جزء «مشارکت حقیقی شهروندان در امور شهر » نیست. مدیران شهری ما دیر یا زود باید به این باور برسند ودر صدد کشف راهکارهای علمی برای تحقق واستفاده مناسب از این پتانسیل باشند. با مطرح شدن بحث مشارکت مردم در شهر سازی وخدمات شهری ، در حقیقت پایه های مشروعیت مدیریت شهری قوام بیشتری می یابد. در توضیح این نکته می بایست گفت: از آنجا که شهرسازی وخدمات رسانی مستلزم ایجاد تغییرات وانجام ملاحظات در زندگی مردم می باشد لذا نیاز به مشروعیت ورضایت مردمی دارد یعنی این گونه ملاحظات باید توجیه قانونی وخردمندانه داشته باشد تا مردم در پذیرش آن دچار دغدغه نشوند.پیشینه شوراهای اسلامی به ابتدای انقلاب وتشکیل مجلس خبرگان وقانون شورای اسلامی کشور باز می گردد. این شوراهااز پایین ترین تا بالاترین سطوح کشورتشکیل می شوند اما تشکیل شوراهای شهر با دیدگاه وساختار جدید به سال 1377 ( اولین دوره) باز می گردد. که در حال حاضر سال آخر دوره سوم آن را سپری می نماییم. با گذشت این سالها ، شوراها دچار فراز ونشیب هایی شده اند در برخی از موارد کارکردهای محوله را انجام داده ودر پاره ای مسائل متأسفانه به هر دلیل به وظیفه اصلی خود عمل نکرده ند. بر اساس نظرسنجی هایی که از روسای شوراهای بعضی از شهرها بعمل آمده، بیشترین درصد مشکلات، مربوط به کمبود امکانات ومشکلات عمرانی، بیکاری، مشکل زمین ومسائل فرهنگی وآموزشی ومسائل سیاسی وامنیتی در مراحل بعدی قرار داشته اند. بر اساس تحلیل محتوای آماری نامه های روسای شوراها ، مشکلات شهرها به شش دسته تقسیم می شوند: مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، حقوقی، شبکه ها وامور زیربنائی وزیست محیطی وبهداشتی. همچنین مسائل ومشکلات عمده ای که شوراها با آن برخورد کرده اند به قرار ذیل می باشد:
- مورد اول انتخاب شهرداران می باشد یکی از مسائل مهمی که شوراها با آن مواجه بوده اند انتخاب شهردار است. بر اساس داده های بدست آمده در انتخاب شهرداران داشتن تجربه اجرائی( 9/33 درصد) وتحصیلات بالا( 31 درصد) بیشترین امتیاز را کسب کرده اند وپایبندی به جناحی خاص (1/6 درصد) کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است.
- قبول شوراها از سوی ادارات دیگر در سطح شهر واعمال نظر آنها در برنامه ریزیهای شهری ومحلی از دیگر مسائل شوراها می باشد.
- قانون اساسی به صراحت مشخص نکرده که هدف از ایجاد شوراها نظارت است یا اجراء( سیاستگذاری یا کار گذاری)
- با وجود اینکه شوراها رسماً موظف به اجرای وظایف قانونی خود شده اند اما عدم آمادگی لازم سایر سازمانها برای هماهنگی های مختلف با شوراها خودمشکل بزرگی شده است که به عقیده برخی از کارشناسان همین امر می تواند به مرور زمان نقش واقعی شوراها را کمرنگ سازد.
- رابطه شورای شهر با اقتصاد شهری کمرنگ یا گسسته شده است.
- شورای شهر یا شورای شهرداری، شوراها از نظر ترکیب اعضای خود عموماً فاقد تخصص های کافی در امور شهر وشهر داری هستند. در برخی مواردشوراها متأثر از شهرداری می شوند واین ابهام را به وجود می آورد که شورای شهرند یا شورای شهرداری.
حال می بایست دنبال راهکارهای باشیم تا باعث همکاری بیش از بیش شورا وشهرداری گردد. بررسی اجمالی سیستمهای مدیریت شهری در شهرهای بزرگ جهان ، حاکی از آن است که اغلب آنها مدیریتی مستقل ومردمی بر اساس قانونگذاری ونظارت از سوی شورای شهر دارند.علاوه بر شورای شهر به عنوان مجمع قانون گذاری برای شهر، اعضای شورا در مدیریت کلان شهرداری نیز مشارکت دارند. این روش، نقش اعضای شورا ونمایندگان مردم را در مراحل مختلف تصمیم گیری وامور اجرائی بسیار فعال می نماید علاوه بر آن شوراها دارای یک تعامل سازنده با سایر ادارات وسازمان های شهر می باشند. از این رو توجه بیشتر به شورایی نمودن برنامه ها ونظارت نزدیکتر وبهتر شوراها بر فعالیت سازمانه ودستگاههای اجرائی شهر وشهرداری در شکوفائی بیشتر شهری نقش موثر وثمر بخشی خواهد داشت. گلباد معظمی گودرزی – کارشناس ارشد برنامه ریزی محیطی


نویسنده : گلباد معظمی گودرزی | مربوط به موضوع : اجتماعی | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 1205 | نظرات (1) | ادامه مطلب

کاش شاهد آن خود سوزی نبودم

کاش شاهد آن خود سوزی نبودم
هنوز پاسی از شب نگذشته بود که صدای جیغ وفریاد کمک خواستن فردی از درون کوچه برای لحظه ای مبهوتم کرد. ناخودآگاه از پنجره نگاهی به کوچه انداختم که با صحنه ای دلخراش وفجیع روبه رو شدم. زنی جوان در شعله های سرکش آتش ابتدا تا انتهای کوچه بن بست را می دوید وفریاد کمک سر می داد. بی تعلل به سمت کوچه دویدم ولی افسوس که خیلی دیر شده بود. اهالی محل هر کدام با آن طبع زیبای نوع دوستی شان در حال کمک وامداد بودند. تأسف آن جاست که علی رغم حضور نیروی انتظامی وسازمان آتش نشانی ، اورژانس شهریار با 45 دقیقه تأخیر سررسید وآژیرکشان پیکر بی رمق ونیمه جان مصدوم را به بیمارستان منتقل نمودکه متأسفانه این کار نیز موثر واقع نگردید وبعد از چند ساعت حادثه دیده بدرود حیات گفت. دردناکتر از این حادثه، عدم وجود اورژانس در شهرستان ملارد است که به نظر می آید از ضروری ترین نیازهای هر شهری می باشد که در این گونه حوادث خلاء آن به شدت احساس می گردد. برای اولین بار بود از نزدیک شاهد یک خود سوزی بودم، هر چند به تبع رشته تحصیلی ام مطالعاتی محدود در این باره داشتم. فکر آن حادثه وحشتناک هنوز هم آزارم می دهد وهمیشه به خود می گویم که کاش شاهد آن خود سوزی نبودم. چرا انسان های شرقی برای مقابله با مشکلات زندگی به این روش خشن روی می آورند؟ در واکاوی این پدیده باید گفت : خود سوزی روشی سنتی وبسیار خشن است که فرد با استفاده از آن خود را از ادامه حیات محروم می کند. در واقع خود سوزی وخود کشی نوعی دادخواهی واعتراض به شرایط زندگی است. این مشکل اجتماعی نیاز به یک ریشه یابی توسط جامعه شناسان وروان پزشکان وحمایت مسئولین دارد. ریشه بسیاری از این رفتارهای فاجعه بار به ویژه پدیده خود سوزی در فرهنگ سنتی وگاهاً غلط رایج در جامعه است. وقتی در بسیاری از فرهنگها این جمله معروف، که با لباس سفید به خانه بخت می روی وبا لباس سفید بیرون می آیی برای دختران مرتب تکرار می شود، زمانی که خانواده ها به دلیل چشم وهم چشمی وباورهای غلط فقط می خواهند دختران خود را شوهر دهند، فارغ از آنکه مرد زندگی آنان چگونه شخصیتی دارد، وقتی که پدیده طلاق برای خانواده ها آنچنان سخت وغیر قابل تحمل می شودکه حتی در شرایط بحرانی آن را برای فرزندانشانم نمی پذیرند وقوع این قبیل فجایع تا حدودی عادی به نظر می رسد. در عصری که انسان در اوج پیشرفت های علمی و اجتما عی است آیا اینگونه رفتارهای خشن وابتدائی نمی تواند تلنگری باشد بر نخبگان ومسئولین جامعه ما که با روش های موثر وکار آمد به مقابله با این پدیده بپردازند وبسترهای فراهم کننده آن را بخشکانند. متأسفانه برخی مسئولان فکر می کنند با گذاشتن دو نفر مشاور یا دو خط مشاوره رایگان مشکل حل می شود غافل از آنکه ما در این زمینه نیازمند برنامه ریزی متخصصان هستیم. آیا زیبنده کشور ماست که هنوز زنان ودختران برای رهایی خود دست به خود کشی آن هم به شکل خود سوزی بزنند؟ آری می توان درد مشترک را با هم فریاد زد وبه نقد برخی سنت های غلط پرداخت وراهکار های جدید ارائه نمود امّا با نادیده گرفتن این مشکل اجتماعی نمی توان آن را حل کرد.


نویسنده : فخرالدین آئینه وند | مربوط به موضوع : اجتماعی | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 277 | نظرات (0) | ادامه مطلب

صادق هدایت

صادق هدایت
صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در تهران متولدشد. پدر ومادر هدایت از تبار رضا قلی خان هدایت یکی از معروف ترین نویسندگان، شعراء و مورخان قرن سیزدهم ایران است که خود از بازماندگان کمال خجندی بوده است. هدایت در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون گذراند. در سال 1295 بر اثر ناراحتی چشم در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لوئی تهران ادامه داد که از همین جا با زبان وادبیات فرانسه آشنائی پیدا کرد. در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد ودر سال 1305 برای تحصیل به بلژیک اعزام گردید. او ابتدا در بلژیک در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب وهوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می کرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل کردند. هدایت در سال 1309 به تهران مراجعت کرد و در همین سال در بانک ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شکل گرفت که عبارت بودند از، بزگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی وصادق هدایت. این گروه عمده فعالیتشان حمایت وترویج اندیشه های نو در ادبیات بود. در سال 1313 از اداره کل تجارت استعفاء داد ودر وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفاء داد. در همین سال به تأمینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی که در کتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی واتهام قرار گرفت. در سال 1315 عازم هند شد و زبان پهلوی را یاد گرفت در سال 1316 به تهران مراجعت کرد و در اداره موسیقی کشور به کار پرداخت وضمناً همکاری با مجله موسیقی را آغاز کرد در این دوره همکاری او با احمد شاملو و نیما گسترده تر شد ودر سال 1319 در دانشکده هنرهای زیبا با سمت مترجم به کار مشغول شد . در سال 1322 همکاری با مجله سخن را آغاز کرد. دو سال بعد به دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبکستان عازم تاشکند شد. ضمناً همکاری با مجله پیام نور را آغاز کرد ودر همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران وشوروی برگزارشد. در سال 1328 برای شرکت در کنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشکلات ادارای نتوانست در کنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در19 فروردین 1330 در همین شهر در گذشت. مزار او در گورستانی در شهر پاریس قرار دارد. از او به غیر از رمان مشهور "بوف کور" که به اغلب زبانهای زنده دنیا ترجمه شده آثار زیاد دیگری به جا مانده است که از جمله آنها می توان به مجموعه داستانهای سگ ولگرد ، سایه روشن، زنده به گور و... اشاره کرد.
جهانگیر جعفری
دبیر سرویس فرهنگی


نویسنده : جهانگیر جعفری | مربوط به موضوع : فرهنگی | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 293 | نظرات (0) | ادامه مطلب

ستون آزاد

ستون آزاد
سفر نحس
دیروز که بعد از چهل سال لباس چرکاتو از بقچه ی توی یخدون قدیمی انباری خونتون درآورده بودی و به یاد دورن عملگی و بنایی، که خیلی از الآنت بهتر بودی، تنت کرده بودی، هیچ با خودت فکر کردی که چی بودی و چی شدی؟ آره، دیروز یک جوون قبراق و سرحال بودی و اگه با تلسکوپ هابل توی سرت و اقصا نقاط وجودت میگشتن یه تار موی سفید هم پیدا نمیکردن وحالا همه جات، البته به غیر از دلت، سفید شده! نه، تعجب نکن تو یواش یواش باید بری سر بغچه آخرت و اون لباس سفیدای کافوری و دربیاری و بپوشی ویا علی مدد بگی و به قول
قدیما دست توی دست ملا عزرائیل بذاری و بری ومن میترسم که اون دمدمای آخر که جونت داره بالا میاد زبونت بند بیاد و از نصیحت و وصیت باز بمونی.
هیچ با خودت فکر کردی که توی ساک آخرتت چی گذاشتی و چی باید بذاری ؟من یکی که چشمم آب نمیخوره که تو از ماشین و خونه و مغازه و مستاجر و بانک و کلاس آرایش حاجیه خانوم و باشگاه بچه و قرض و قوله های عمو و دایی و خاله و ختم و عروسی رفتنهای بی فایده و عبرتت، بیکار بوده باشی که بخوای خدای ناکرده، زبونم لال یه فکری به حال توشه و پوشه آخرتت بکنی، من که عمراً باور کنم.
آخه مرد حسابی، توی اون روستا که خودت میگی اسمش مالمیره و از زادگاهت همین اسم رو در خاطر داری و به خاطر این اسم یه تکونی به اون مغز آکبندت ندادی، چی اذیتت میکرد که یه شبه به اسم ترقی- البته من میگم ترقه- زدی بیرون و بار وبندیلتو بستی و اون هیکل نخراشیدتو انداختی توی این قبرستون و غریبستون و حالا هم به اسم پیشرفت و تمدن تا خرخره قسط و بدهی بالا آوردی وهیچ وقت هم در دسترس نیستی!
تا حالا به خودت یه نگاه درست وحسابی انداختی؟هیچ به خودت گفتی چرا همش عجله داری؟چرا همش توی حول و ولای نرسیدنی؟آره اینجا همیشه شبها برای خوابیدن عجله داری که مبادا دیر بخوابی و صبح از سرویس اداره جابمونی، اینجا همیشه عجله داری که مبادا قسطات عقب بیفته و چکهات برگشت بخوره، اینجا همیشه تو این فکری که از صف شیر و بن و کوپن و سهام جا نمونی.
یه وقت خیال برت نداره که تو واسه خودت مغزی بودی و از روستا به شهر فرار مغزها شدی، نه، من دلم برای زن وبچه ات میسوزه که علاوه بر جمال و کمال نداشته تو، باید هوای بد و محیط تنگ و خیابونای شلوغ این شهر بی آسمون رو تحمل کنن و بعد که تو رفتی اونا بمونن و هزار درد اومده و نیومده.
از اسم روستاتون گفتم، مالمیر: جایی که به نظر من مال میمیره و اونی که میمونه حاله. جایی که حاج قاسم و مش اکبر و ممد کچل و یداله کلاهی، هر روز صبح وقتیکه میخوان به امید کسب یه لقمه نون حلال و زلال به کوه و صحرا برن انگار هرکدومشون یه موسای کامل و کلیمند وبا کوله باری از محبت و ارادت به سمت طور تجلیشون راهی میشن. جایی که چایی مادر مزه این چایی مصنوعیهای اینجا رو نمیده و هر استکانش مثل آب حیات خستگی یه عمر رو از بدن آدم در میاره.جاییکه توی خونه کاهگلی بابا توی اتاقی که همیشه برای مهمونها تمیز و مرتبه روی رف تاقچه یه قرآن قدیمی و یه دیوان حافظ خودنمایی میکنن. اونجا تنها جاییه که هرکس که مریض میشه، از پیر و جوون و ریز و درشت روستا، اینقدر بهش سر میزنن که مریضی از رو میره . من نمیدونم تو با کدوم دل- البته اگه داشته باشی – سایه اون درختای معصوم و رو به آسمون رو ول کردی و اومدی توی این دودخونه و به امید آخرت ندیده و بهشت نچشیده عمر بر باد میدی؟
دوست دارم این سوال بزرگو از خودت بپرسی و حد اقل این دمدمای آخر یه جواب قانع کننده به خودت بدی .امیدوارم دوباره یه جواب دهن پرکن توخالی برای خودت دست وپا نکنی و بازم سر خودتو شیره نمالی.
ابراهیم آزادپور


نویسنده : جهانگیر جعفری | مربوط به موضوع : فرهنگی | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 298 | نظرات (0) | ادامه مطلب

به کجا چنین شتابان ؟
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید/
دل من گرفته زینجا/
هوس سفر نداری/
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما/
چه کنم که بسته پایم/
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم/
سفرت به خیر !‌ اما تو و دوستی خدا را/
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی/
به شکوفه ها به باران/
برسان سلام ما را/
محمدرضا شفیعی کدکنی


نویسنده : جهانگیر جعفری | مربوط به موضوع : فرهنگی | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 362 | نظرات (0) | ادامه مطلب

این روزها و ملاردی ها

این روزها و ملاردی ها

1- ا نتخابات شوراهای شهر وروستا در سال آینده که قرار بود به روال دوره های گذشته در اواسط اسفند برگزار شود با 2 الی 3 ماه تغییردر زمان برگزاری، وبه دلایل معلوم و نامعلوم به آذر ماه سال آینده موکول شد. از گوشه وکنار خبر می رسد که تعداد متنابهی افراد انشاا... دارای صلاحیت مشغول رایزنی ومشورت وبه اصطلاح جمع کردن رأی برای ورود به شورای شهر هستند. تا آنجا که اخبار رسمی وموثق حکایت دارد تعداد اعضای شورای ملارد در این دوره بین 11 الی 13 نفر می باشد که البته بستگی به معیار آمار جمعیتی نزدیک به انتخابات دارد( 2 سال پیش) . شرط ورود به شورای شهر، داشتن مدرک لیسانس قطعی است. القصه غرض این وجیزه ناقابل این است که ایها الناس، لشکر لیسانس های یک شبه که انشاا... از آکسفورد وهاروارد وهاوائی وبرکلی واز این جور دانشگاههای نزدیک به میهن عزیز مان می باشد در راه است احتمالاً شما به مهندسین، دکتر ها، متخصص ها، و.... تعداد زیادی ژئواستراتژیست، مدیران استراتژیک، ژئوفیزیکدان، اولترا دکترا، فول پروفسور واز این قبیل مناصب ومدارک موجه وعلمی برخورد خواهید کرد. حساب رأی های آبگوشتی وشناسنامه های 10 هزار تومانی وکیسه های برنج وروغن فعلاً به علت اشتغالات علمی اعضا محترم ومحترمه فوق الذکر کان لم یکن می باشد. احتمال قریب به یقین این است که کاندیدهای محترم ببخشید نامزدهای ورود به ساختمان شورا که در خود لیاقت وتوانائی به دست گرفتن سکان مدیریت شهری را می بینند مشغول مطالعات علمی وتحقیقی مرتبط با امورات مدیریت شهری مانند فضای سبز، ساخت وساز ترافیک وحمل ونقل شهری، مبلمان وتجهیزات شهری، توسعه شهر، گسترش شبکه های خدماتی و... هستند.
2- شهرستان فعلاً 400 هزار نفری ملارد که در خود حجم بسیاری از افراد مهاجر که اکثراً دارای در آمدهایی متوسط و رو به پایینی می باشند فاقد یک بیمارستان عمومی مناسب می باشد این در حالی است که در مانگاههای پاره وقت وشبانه روزی بسیاری در شهر مشغول سرویس دهی به شهروندان می باشند باید توجه داشت که اکثر درمانگاهها تخصصی نمی باشند وبیشتر حجم فعالیت در محدوده های جراحی های سرپائی می باشد شایان ذکر است که بیمارستان تأمین اجتماعی وامام سجاد شهریار قادر به پاسخگوئی نیازهای تمامی شهروندان سه شهرستان شهریار، ملارد وشهرقدس که جمعیتی بالغ بر 000/200/1 نفر را در خود گنجانیده نیست والبته در ضروری بودن یک بیمارستان نیمه تخصصی که قادر به پوشش دهی به انواع بیمه های درمانی باشد از ضروریات زندگی شهری وبه خصوص شهرستان تازه تأسیس ملارد می باشد. ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که مسئولین امر باید با جدیت بیشتری نسبت به این امر اهتمام بورزند.
3- بر اساس یک تحقیق میدانی ونسبتاً گسترده که از شهروندان صورت گرفته بیشتر شهروندان در مورد معضلاتی چون دعواهای خیابانی، فروش علنی مواد مخدر، مهاجرت بی رویه قومیت های مختلف و زنان خیابانی نظرات جالبی را بیان نموده اند. 27 درصد مردم ریشه دعواهای خیابانی را فقدان پوشش گسترده نیروهای انتظامی ودور از دسترس بودن کلانتریها نسبت به مراکز عمده جمعیتی شهر می دانند. 29درصد مردم از نبود امکانات گسترده تفریحی، فرهنگی و....44درصد بقیه نیز ریشه مشکلات را در مسائل تربیتی وخانوادگی می دانند. در مورد مهاجرتهای بی رویه، غالب نظر دهندگان خانه های ارزان قیمت ونزدیکی به تهران را باعث مهاجرت می دا نند. در مورد مواد مخدر 87 درصد از مردم از وجود رابطه و مافیای مواد مخدرو10 درصد دیگر، ارزان بودن نرخ مواد مخدر نسبت به تفریحات سالم می دانند 3 درصد باقی مانده نیز معضلات قضائی را در این مسئله موثر می دانند. در مورد زنان خیابانی 45 درصد معتقد به جوان بودن جمعیت، 22 درصد بالا بودن هزینه ازدواج وزندگی و11 درصد فقدان یک شغل مناسب ودائمی ورایج نبودن ازدواج موقت و22 درصد به سست شدن ا رزشهای دینی واخلاقی در جامعه می دانند.
یوسف حسامی


نویسنده : یوسف حسامی | مربوط به موضوع : سیاسی | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 345 | نظرات (0) | ادامه مطلب

ضرورتهای تحقق مدیریت واحد شهری

ضرورتهای تحقق مدیریت واحد شهری
خیلی وقتها در مقابل این سوال به ظاهر ساده بسیاری از مردم ، که چرا شرکتهای خدمات رسان آب، مخابرات، گاز ، برق وشهرداری نمی توانند در زمینه زمان وموقعیت حفاریهای سطح شهر با یکدیگر توافق نمایند، جوابی منطقی حتی از مدیران ومسئولان شهرداری ملارد دریافت نمی گردد. برای مردم این واقعیت غیر قابل قبول است که چراهنوز چند صباحی از آسفالت کوچه ها وخیابان ها نگذشته است که تجهیزات و ماشین آلات پیمانکاران شرکتهای خدماتی با بی رحمی تمام همه ی هزینه ها وزحمات عمرانی را به یکباره تخریب ومنحدم می نمایند. انگار که شرکتهای خدماتی مترصد در کمین نشسته اند تا پس از زیر سازی و آسفالت یک خیابان سریعاً آن را تخریب نمایند .شاید خیلی ها این ضرب المثل قدیمی را شنیده باشند که :«آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک».وضعیت شهر ها که ما آنها را موجودات زنده تلقی می کنیم دقیقاً این چنین است که نیاز مبرم به یک متولی دارد چرا که در غیر این صورت وهمانند وضعیت فعلی، شهر ها با مشکلات عدیده ای مواجه می گردند. چندی است که کمیسیونی در مجلس شورای اسلامی متولی پیگیری مباحث مربوط به مدیریت واحد شهری شده است این در حالی است که از عمر سومین دوره شوراها حدود سه سال گذشته است وبا توجه به تجربیات و ارتباط موضوع با ساختار و وظائف شوراهای شهر بهتر وشایسته تر است که نهاد شورا متولی پیگیری موضوع گردد. یکی از تبعات تحقق مدیریت واحد شهری، تعطیل یا کاهش قدرت برخی از صاحبان قدرت اجرائی است در واقع هدفی که از تحقق مدیریت واحد شهری پیگیری می شود منجر به کاهش قدرتهای کوچک وبزرگ که در امور اجرائی دخالت دارند، می گردد .بنابراین می توان یکی از موانع اصلی موجود بر سر راه تحقق آن را همین قدرتهای محلی دانست شاید مقاومتهایی که تا به حال شده است یا حتی خلل هائی که در کار شورا پیش آمده است ناشی از مقابله به مثل این قدر تهای محلی دانست. حال با توجه به تأثیرات غیر قابل انکار اینگونه مقاومتها ، حتی بر نهال نو پای شورا ها که امکان دارد به خشکاندن ریشه آن نیز بیانجامد ضرورت دارد برخی نکات بصورت شفاف تبیین گردد.در صورت تبیین علمی بحث وبررسی جهات مختلف مشخص می گردد که اصلاًهدف از تحقق مدیریت واحد شهری مقاومت در مقابل قدرتهای محلی نیست بلکه در واقع هیچ چیز از هیچ کس یا از هیچ سازمانی گرفته نمی شود بلکه بدین معناست که اقدام لازم جهت ایجاد هماهنگی میان نهادهای اجرائی محلی در انجام وظائف اجرائی شهری به جهت جلوگیری از دوباره کاری وصرفه جوئی به عمل می آید و نمی توان استنباط کرد که از قدرت نهاد یا سازمان محلی کاسته گردد، بلکه نهادها وسازمانها ی مختلف طی یک برنامه مورد استفاده قرار می گیرند واز هدر رفتن سرمایه ها حتی ایجاد مزاحمت برای سایر سازمانها جلو گیری به عمل می آید. جان کلام این است که هدف اصلی در خصوص مدیریت واحد شهری ایجاد هماهنگی در فعالیتهای اجرائی مابین نهادهای اجرائی وجلو گیری از دوباره کاری، اسراف، سر در گمی و...است. در واقع تجربه سه دوره فعالیت شوراها و به تبع آن شهرداریها مشخص نمود که شهر را نمی توان صرفاًبا قوانین، مقررات و ساختار سازمانی موجود اداره کرد بلکه حل مشکلات شهرها به وسیله شوراها و شهرداریها تقریباً غیر ممکن است چرا که شورا ها و شهر داریها برای انجام حتی کوچکترین اقدامات و عملی کردن مصوبات خود نیازمند همکاری بسیاری از نهادهای موثر در اداره شهر ها هستند که در صورت مخالفت وعدم همکاری به معنای واقعی می توان گفت کار شهرداریها مختل وموجب ایجاد خسارت به شهروندان می گردد.
مهندس ایرج زارع


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 424 | نظرات (0) | ادامه مطلب

بردی دل از من به یغما...
بردی دل از من به یغما...
بردی دل از من به یغما اصلاح الگوی مصرف/
ای فکر وذکر دل ما اصلاح الگوی مصرف/
در عرصه خود کفایی الحق که امید مایی/
هستی کلید طلایی اصلاح الگوی مصرف/
رفتیم هی سوی اصلاح اصلاح هی روی اصلاح/
ای مصرف الگوی اصلاح، اصلاح الگوی مصرف/
ای طرح یکسال مصرف، سال دگر می کنی کف/
گردی دکور بر سر رف، اصلاح الگوی مصرف /
با کنگره یا همایش یا باسرود ونمایش /
داریم سویت گرایش، اصلاح الگوی مصرف /
در این مسیر بلاخیز، رحم به ما کن به پا خیز/
اول به اصلاح ما خیز، اصلاح الگوی مصرف/


نقل از نشریه پیام ساختمان


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 9 اسفند 1388 | بازدیدها: 286 | نظرات (0) | ادامه مطلب

شورای شهر یا شورای شهرداری

شورای شهر یا شورای شهرداری
شوراهای اسلامی شهر و روستا در قالب نهادی مدنی، طبق اصل هفتم قانون اساسی، جز ارکان تصمیم گیری و اداره امور کشور بوده و جایگاه آن، طوری است که در اصل یکصد و سوم قانون اساسی، استانداران و فرمانداران و سایر مقامات کشوری و منطقه ای که از طرف دولت منصوب می شوند، موظف به تمکین نظرات و تصمیمات شوراها، مشروط به اینکه مخالف موازین اسلامی و قوانین کشور نباشند ، هستند. مسائلی هم در مورد این نهاد مردمی در اصول یکصدم ، یکصدو یکم، یکصد و دوم و یکصد و ششم قانون اساسی مطرح شده که با توجه به همین موارد شوراهای شهر و روستا باید به عنوان پارلمانهای محلی اداره امور مناطق و شهرهای مختلف را بر عهده گیرند و برای نیل به چنین هدفی برنامه ریزی و تصمیم سازی نمایند.
امروزه پس از گذشت سه دوره از فعالیت شوراهای اسلامی شهر این سئوال مطرح است که آیا این نهاد توانسته آن طور که شایسته جایگاه قانونی آن است ، مطرح باشد؟ به هر حال شوراها از همان روز که در دوره انقلاب مشروطه پا به عرصه وجود گذاشت تا امروزه فرا و نشیب هایی داشته که پرداختن به موضوعات گذشته ، حال و آیند ه ی آن فرصتی بسیار می طلبد اما در حد بضاعت سعی برآن داریم نمائی کلی از فعالیتها و کارکردهای این نهاد ارائه نمائیم .
شوراهای شهر که روزگاری به انجمن بلدیه مشهور و معروف بودند در سال 1286 هجری شمسی، در مجلس شورای ملی آن زمان پا به عرصه نهاد و جایگاه قانونی یافت این قانون که به نام قانون بلدیه معروف است به عنوان یکی از آرمانهای انقلاب مشروطه در محقق شدن حق انتخاب مردم، تحقق یافت . به طور طبیعی چون حق انتخاب کردن و انتخاب شدن جز ء حقوق اساسی مردم است، قانون بلدیه که چنین حقی در آن به رسمیت شناخته شده، در مقطعی که حقوق اساسی مردم رسیمت یافت، مطرح و تصویب شد .
از زمانیکه این قانون برای اولین بار مطرح شد تا کنون قانون انجمن بلدیه که هم اینک قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا نام دارد، فراز و نشیبهائی بسیاری تجربه نموده است نگاه جامع به قوانین مختلف این حوزه از همان ابتدا و در دوره های پیش نشان می دهد این قوانین طوری تدوین و تصویب شده که قرابتی سازمانی بین انجمن بلدیه و اداره شهرداریها برقرار بوده است رئیس انجمن بلدیه به عنوان شهردار، اداره امورات شهر و شهرداری را بدست داشته و در استخدام دولت بوده است و هر یک از اعضای انجمن نیز ریاست یکی ازکمیسیمون های تخصصی شهرداری را بر عهده داشته و آنها نیز در استخدام دولت بوده اند با تمام این تدابیر که انجمن های بلدیه را تا حد امکان زیر چتر اقتدار دولت و حاکمیت قرار می دهد نکته قابل توجه این است که هیچ نهادی حق انحلال این انجمن ها را نداشته است . عاملی که عده ای بر
این اعتقادند موجب شده تا قوانین بعدی اصلاح و جایگزین فانون سال 1286 شده و قانون اولیه دستخوش تغییراتی باشد.
تشکیل شوراهای اسلامی شهر و رو ستا به عنوان یکی از مطالبات مردم که خواهان مشارکت در حاکمیت بودند در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد و پس از پیروی انقلاب و تشکیل اولین مجلس خبرگان قانون اساسی، با تلاشهای آیت اله طالقانی، اصولی از قانون اساسی به این امر اختصاص یافت و این نهاد به عنوان یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی تثبیت شد اما در گیری های اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی فضائی به وجود آورد که اجرای قانون مربوط به این نهاد معلق ماند، تا اینکه قانون شوراها در سال 61 از تصویب مجلس شوراهای اسلامی گذشت و پس از اصلاحات فراوان نهایتاً قانون فعلی با آخرین اصلاحات برای اجراء ابلاغ شد اجرای قانون شوراها توسط دولت هفتم با فراهم آمدن مقدمات آن صورت پذیرفت و در اسفندماه سال 1377 اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا برگزار شد ومنتخبان بر کرسی های اولین شوراها تکیه زدند تا منشا خدمات و اثراتی باشند که پیش از این، در نبود شوراها مقدور نبوده است . آنچه ذکر مطالب گذشته را لازم و ضروری کرده است طرح این سوال است که آیا شوراهای اسلامی شهر به عنوان نهادهای مردمی با بیش از 102 سال سابقه قانون گذاری و 10 سال اجرا توانسته است انتظارات مردم وحتی مسئولان را بر آورده نماید ؟ سوال دیگر این است که انتظار مردم از این نهاد قانونی ، که هر 4 سال یکبار ، زحمت وهزینه انتخاب کردن آنها را به خود میدهند چیست ؟ برای گرفتن پاسخ این سوالات کافی است هر جا که باشید و در هر شهری که سکونت دارید زحمت رفتن به محل استقرار شوراهای شهر را به خود بدهید و با مراجعه کنندگان بیشمار آن صحبت نمائید. خیابان امام خمینی سرآسیاب ، ساختمان قدیمی شهرداری ملارد، محل استقرار شورای شهر ملارد می باشد در مراجعه به این محل بر خلاف انتظار، طیف گسترده ای از اربابان رجوع را مشاهده می کنید که هر کدام از ((ظن خود)) (( یار شورا)) شده و فارغ از اینکه چه مشکلی دارند چشم امید به شورا جهت حل مشکل خود دوخته اند یکی می خواهدبا کمک و یاری شورای شهر، جریمه اش بخشیده شود و یا تخفیف کلی بگیرد، دیگری می خواهد با چشم پوشی شهرداری از تخلفات ساختمانی اش پایان کار بگیرد، دیگری برا ی وام آمده است آن یکی برای بدست آوردن شغل مناسب به شورا آمده است و دیگری می خواهد بدون اخذ پروانه ساختمان بسازد و...
اما این سئوال مطرح می شود که چه عاملی این طیف از مراجعه کنندگان را برای شوراها مهیا نموده است . ؟ آقای صادقی کارشناس ارشد جامعه شناسی این مطلب را به ساختار فرهنگی جامعه از گذشته تا به حال مرتبط می داند او گفت : جامعه ایرانی در طول تاریخ ازپیوستگی خاص خود برخودار بوده و هست هرچندپیشگامان و راهبران اجتماعی در نظر دارند جامعه ایرانی پا به پای دیگر نقاط جهان پیش رود و آنچه روابط بین ما را تعیین می کند، قانون باشد اما بنا به همان پیشینه تاریخی، هر یک از افراد جامعه، وقتی دچار مشکل می شوند اولین جرقه ای که در ذهن شان ایجاد می شوند، پیدا کردن رابطی است که بتواند مشکلشان را حل نماید. ذهنیت پیدا کردن رابطه، آنچنان در فکر و ذهن مردم رسوخ نموده است که حتی در مواقعی که مانعی در مسیر حرکت آنها وجود نداشته باشند، باز هم در به در، بدنبال آن می گردند، تا چه رسد به وقتی که موانع بیشماری، که این روزها در اغلب پرونده ها در مسیر حرکت مردم قرار گرفته است .
به هر حال هر چند شوراها در ظاهر سه دروه از عمر خود را می گذرانند اما سابقه 102 سال قانون گذاری برای این نهاد مردمی، انتظارات را افزایش داده است شاید بتوان به عنوان بخشی دیگر، این مطلب را ذکر کرد که در نقاط مختلف کشور، اخباری از حل ریش سفیدانه بعضی از مشکلات منتشر شده است . وعده هایی که در هنگام انتخابات، توسط بعضی از منتخبین شوراها، داده می شود که در برخی از موارد هم ممکن است به واقعیت پیوسته باشد و اگر قصد حضور مجدد در انتخابات آینده را نیز داشته باشند مجبور به پیگیری وعده ها و محقق نمودن آنها هستند هر چند ممکن است که رفع مشکلات شخصی هواداران محسوب گردد.
موارد مطروحه، مشکلات و معضلات منطقه ای، افزایش مشکلات معیشتی خانواده ها و پاره ای مسائل باعث شده است که چنین فضائی بر فعالیت شوراها مسئولی گرددو بسیاری از شوراها را به روزمرگی گرفتار نمایدو از وظائف اصلی بازدارد . سوال این است که آیا فلسفه تاسیس شوراهای شهر، فعالیت در چهار چوب قوانین شهرداریها بوده است و یا باید مطابق آنچه در قانون اساسی آمده است به عنوان یک پارلمان محلی، در ارائه طرحها و لوایج توسعه ای به کمک مجلس شورای اسلامی، نقش بزرگتری ایفا نماید؟ اگر مراد از تصویب و اجرای قانون شوراها، عمکلرد فعلی آن در چهار چوب قوانین شهرداریها بوده است ، به چه دلیل قانونگذار ، روش فعلی با همه تبعاتش را بر عملکرد استانداران به عنوان قائم مقام شورای شهر ترجیح داده است ؟ اگر منظور و هدف قانونگذار، افزایش مشارکت مردم در حاکمیت بوده است آیا با این روش، افزایش نقش وتاثیرمردم در حاکمیت و اداره امور شهرها و مناطق محقق شده است ؟
مراد از اداره امورشهرها که در قانون آمده است فقط شهرداری و سازمانهای تابعه ای آن بوده است ؟ یا نه همه امورات و ملزومات مربوط به زندگی شهری و شهرنشینی منظور و مراد قانون گذار بوده است ؟ سئوالاتی از این دست که در فکر و ذهن همه مردم ومسئولان نقش بسته است و از خود می پرسند وحتماً قیاس هم منمایند .


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 6 اسفند 1388 | بازدیدها: 478 | نظرات (0) | ادامه مطلب

صندلی های خالی مدیران چند شغله

صندلی های خالی مدیران چند شغله
یکی دیگر از معضلات منطقه، که در سطح ملی نیز مطرح می باشد، اشتغال مدیران چند شغله در بعضی از مناسب اداری می باشد. که به دلیل عدم اختصاص وقت وتمرکز مکفی، راه اندازی امورات مردم در این قسمت ها با مشکلات جدی همراه می باشد. شهروندان ملاردی بایستی بارها به این گونه ادارات مراجعه نمایند تا اینکه بتوانند قسمتی از مشکلاتشان را حل وفصل نمایند چرا که مدیران چند شغله، اگردر جلسه تشریف نداشته باشند، فقط می توانند چندین ساعت از وقت خود را صرف نمایند ودر مابقی اوقات مراجعه کنندگان از فیض حضور آنها محروم می باشند . با توجه به خیل جوانان تحصیل کرده، نخبه ولایق منطقه، که با مشکل اشتغال نیز دست به گریبان می باشند، این سؤال جدی مطرح است که چرا بر خلاف نص صریح قانون، بکار گیری مدیران چند شغله همچنان ادامه دارد؟ آیا وقت آن نرسیده است که مزیّت وحسن بکار گیری مدیران چند شغله به صورت شفاف با مردم در میان گذاشته شود ؟ البته کاملاً واضح و روشن است که معایب و مشکلات مردم در حوزه مدیران پاره وقت خیلی بیشتر از محاسن آن خواهد بود وآنچه ما نمی دانیم دلیل اصرار بر ادامه آن می باشد. اگر بخواهیم ادارات و واحدهائی را که مردم در آن با مشکل واتلاف وقت فراوان مواجه می شوند بررسی وشناسائی نماییم قطعاً واحدهائی که با مدیران نیمه وقت اداره می شوند در رتبه نخست قرار خواهند گرفت بطور مثال شخصاً جهت اخذ مجوز نصب بنر تبلیغی در سطح شهر بارها مجبور به مراجعه به .........شدم .
با عنایت به استقرار فرماندار محترم به عنوان رئیس شورای اداری، یکی از مطالبات به حق مردم ونخبگان شهرستان ملارد، رسیدگی به وضعیت مدیران پاره وقت می باشد تا دراین راستا با کاهش مراجعات مردمی به ادارات قسمتی از مشکلاتشان نیز حل وفصل گردد .


نویسنده : irajzare | مربوط به موضوع : مدیریت شهری | در تاریخ : 6 اسفند 1388 | بازدیدها: 336 | نظرات (0) | ادامه مطلب

عاشورا چه رنگی است ، سبز، سرخ، سیاه

عاشورا چه رنگی است ، سبز، سرخ، سیاه
نه بر مژگان من اشکی...نه بر لب های من آهی

سکا نس اول: این جمله وجملات مشابه شاید که نه، حتماً به ذهن وگوش خیلی ها در این مرزوبوم آشناست. درآستانه ماه محرم هستیم وباز هیأتها وتکایاوحسینه ها، جاهای شلوغی باید باشند، جاهائی برای نوشیدن چای وشربت، طبل وسنج ودهل، آش شله زرد وحلیم وقیمه روزعاشورا. محرم در ایران نقش، گرد همائی یا گونه ای کارناوال وهمایش، را بازی می کند که به نوعی باعث می شود مردم از هر مسلک ومرام اخلاقی وبا شخصیت و طبقه اجتماعی از پولدار وبی پول ، زن ومرد،..... همه در زیر یک بیرق سیاه پوش گرد هم آمده سینه می زنند، زنجیروسر وصدا البته قمه کشی ورسم های محلی وحالا دیگر امروزی ترش، ارگ وگیتار و شمع هایی به نشانه ی حسرت. بعضی مواقع آش آنقدر شور می شود که صدای بعضی از مراجع تقلید نیز به نشانه اعتراض در انتقاد به شیوه های بدعت گونه ای، که بعضی مواقع سر از انسان خدائی والحاد و مابقی قضایا در می آورد، را درآورده است. داستان محرم در ایران بیشتر به یک همگرائی شکلی می ماند تا ذکر یک گفتمان وتأکید بر اصل روایت. آن قدر برای خلق الله داشتن هیأت منظم و خورش قیمه ودسته های بلند ومداح معروف وخطیب وسخنران ، آنچنان مهم است که
اصل ماجرا زیاد محلی از اعراب ندارد. جالب وقتی است که بعضی از وعاظ وسخنرانان مذهبی هم به جای اصلاح رویه های بعضاً نادرست ونامطلوب ونامربوط به اصل ، بیشتر بر طبل عوام زدگی وعوام گرائی می کوبند. حالا دیگر وقتی محرم شروع می شود قند توی دل خیلی ها آب می شود. مداحان معروف ونسبتاً خوش صدا عرصه را برای عرض اندام واحتمالاً پیشنهادهای نان وآب دار خالی می بینند وهر کس بواسطه نفوذ کلام ویا صدای خوشش در این بازار نانی ونامی دست وپا می کنند. . سکانس دوم : من می مانم وقلم وتاریخی که آنرا خوانده ام ویا شاید کمی تا قسمتی از آن را فهمیده باشم. من نیزمی دانم که می شد داستان عاشورا را جور دیگری روایت کرد وشنید. می شود از حسین یک چریک یکه تاز ساخت که قهرمان اصلی داستان در پایان زیر بار هیچ یک از پیشنهاد های وسوسه انگیز نمی رود وبا نقش منفی داستان هیچ رقم معامله نمی کند قاعده خودش را دارد به پرستیژ معینی وفادار است وتا انتها می رود حال این انتها مرگ است پس بهتر. این طور می شد روایت کرد واین طور هم می توان شنیدکه او به تعبیر مولف قمار عاشقانه، زیبائی های اخلاقی وعرفانی در آن موج می زند چاشنی خشونت را کم کرد ما به ازای آنرا از محبت وعرفان ولطافت طبع وچه چه پر کرد می توان از زبان مولوی گفت( کجائید ای شهیدان خدائی ، بلا جویان دشت کربلائی) وخلاصه حادثه عاشورا را نه تحلیل بلکه به نظاره نشست واز کنه آن نوستالژی خلق کرد که آه از نهادها برون کشد و واژه تأسف بهترین واکنش در برابر این قضیه باشد.
می شود مانند انصاری قمی مولف شهید جاوید داستان را گونه ی دیگر روایت کرد ویا مانند دکتر شریعتی، از حسین ومحرم وعاشورا معجونی ساخت برای انقلاب از زیارت وارث مانیفست مبارزه را صادر کرد واز زیارت عاشورا بیانیه های آتشین ساخت برای حرکت واز داستان کربلا نه مراسم اشک وچای ( به تعبیر خودش) بلکه آئین نامه مبارزه وکادر سازی برای نظام ساخت. یا همانند امام خمینی گفت وتأکید کرد که این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است وعاشورا را نه یک حادثه ی صرف تاریخی بلکه تاریخ حادثه خوا ند که باید در هر شرایطی که ایجاد شد دست به تشکیل آن زد ودر پایان نیز گفت که ما مکلف به انجام تکلیف هستیم نه نتیجه.
برداشت آخر: اینکه هر گروهی قضیه را آنچنان که می فهمد باور دارد یعنی دریچه فهم اش از قضیه، ظرفیت اجتماع وفهم اجتماعی اش از قضیه است که او را بسوی قضاوت سوق می دهد. قضاوت در مورد اینکه عاشورا آیا یک حادثه تاریخی است ومتنی است تاریخی که ابعاد بعضاً مبهم آن باید روشن شود ویا واقعیتی است فرا تاریخی که می شود به کار امروزها یمان نیز بیاید براستی کدامیک در اولویت قراردارند؟. سبز، سرخ، سیاه براستی رنگ عاشورا چه رنگی است؟
یوسف حسامی


نویسنده : یوسف حسامی | مربوط به موضوع : فرهنگی | در تاریخ : 6 اسفند 1388 | بازدیدها: 274 | نظرات (0) | ادامه مطلب

مهدي اخوان ثالث«م.اميد»

مهدي اخوان ثالث«م.اميد»

مهدي اخوان ثالث در سال 1307 ش. در مشهد به دنيا آمد. پدرش عطّار و مادرش خانه دار بود. در هنرستان صنعتي مشهد درس خواند و در آنجا با زبان آلماني آشنا شد. «علي اخوان ثالث، پدر اميد عطاري و دوافروشي و طبابت قديمي داشته و علاقه مند به اشعار فردوسي و سعدي و حافظ بوده مهدي، پنهان از پدر به تار زدن مشق موسيقي مي پردازد و با برخي از دستگاه هاي آن: ماهور، همايون، ترك و افشار... آشنا مي شود.»
اخوان ثالث پس از اتمام تحصيلاتش در هنرستان صنعتي مشهد چندي در زادگاهش به آهنگري مشغول شد، و پس از مدتي به تهران آمد و در اطراف تهران به معلّمي پرداخت. وي يك سال پس از كودتاي 28 مرداد 1332 به همراه نيما و ديگران به زندان مي افتد.
بي شكّ اين همه عشق و علاقه به ايران در آثار اخوان نمود ديگري دارد و اگر در ادبيات معاصر نگاهي كنيم، متوجّه‌ي اين نكته مي شويم كه اگر در ادبيات كهن، فردوسي را داريم كه قلبش و جانش براي ايران مي تپد، در ادبيات معاصر نيز از خطّه ي آن شاعر بزرگ اخوان ظهور مي كند و اين علاقه و توجّه چيزي ساختگي نيست و آن را در بازگشت به آيين و مذاهب ايران باستان نيز مي توان يافت.
مهدي اخوان ثالث در 4 شهريور 1369 در تهران درگذشت و در جوار آرامگاه نياي بزرگش، حكيم ابوالقاسم فردوسي در باغ شهر توس به خاك سپرده شد.
مهدي اخوان ثالث را مي توان شاعري حماسي و اجتماعي دانست با برخي انديشه هاي فلسفي و خيالي. بي شك اخوان از مشخّص ترين چهره هاي شعر معاصر است كه شكست سياسي و اجتماعي عميق ترين و قطعي ترين تأثير را در انديشه ي شعري اش بر جاي نهاده است. سبك اخوان را در واقع مي توان «سمبوليسم اجتماعي» ناميد، او شاعري با انديشه و تفكّر اجتماعي است كه به انسان و جامعه ي خويش مي انديشد و در بسياري از اشعار درونگرا نيز كه به ظاهر خالي از هر گونه تعهّد اجتماعي است، مي توان جاي معترض او را مشاهده و سكوت فرياد گرش را حس كرد. شعر اخوان سرشار از حسّ اجتماعي و انسان دوستي است، امّا گاهي در بعضي از افكار و جهان بيني خاص خود دچار اشتباه شده است از جمله تصويري كه وي از تركيب آيين هاي پيش از اسلام ارايه مي دهد.
شكست انديشي و بدبيني، خصيصه اي است كه پس از كودتاي 28 مرداد، در شعر اغلب شاعران اين دوره بروز مي كند. اخوان، شکست را مي‌پذيرد و هيچ گاه اميد دروغين نمي دهد. اخوان ثالث خود در اين باره مي گويد: «نوميد بودن و نوميد كردن، نجيب تر و درست تر از اميد دروغين دادن و داشتن است چون حداقل فايده ي اين نجابت و درستي اين است كه آدم، دروغ ها و پدر سوختگي ها را نخواسته و نياراسته ...»
البته حادثه ي 28 مرداد را شايد بتوان از مهم ترين عوامل نا اميدي اخوان دانست، امّا بي شك جزء اصلي ترين علل نيست. نا اميدي و شكست اخوان عوامل متعدّدي داشته كه يكي از آنها كودتاي 28 مرداد بوده است، امّا عواملي چون فقر اقتصادي و خانوادگي نيز داشته كه از همان دوران كودكي گريبان گير شاعر بوده است، مرگ دو دخترش، تنسگل و لاله‌ي 20 ساله، تبعيد، زنداني شدن و اخراج از كار و بيكاري تا پايان عمر و ... باعث بروز شكست در روحيه ي شاعر و بازتاب آن در شعرش شده اند. اين شكست و فضاي يأس آور و بسته در شعر «زمستان» تجلّي پيدا مي كند که بند نخستین آن در پی می آید.
زمستان است
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كس يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است...

جهانگیر جعفری دبیر سرویس فرهنگی


نویسنده : جهانگیر جعفری | مربوط به موضوع : فرهنگی | در تاریخ : 6 اسفند 1388 | بازدیدها: 276 | نظرات (0) | ادامه مطلب

بسترهای توسعه در شهرستان ملارد

بسترهای توسعه در شهرستان ملارد
توسعه جریانی چند بعدی است که علاوه بر رونق اقتصادی، شامل دگرگونی اساسی در ساختهای نهادی، اجتماعی، اداری وهمچنین دیدگاه ووجه نظرهای مردم است. در سده های گذشته شهرها با یک اقتصاد معیشتی وبسته گذران امور می کردند، اماامروزه با توسعه وپیشرفت شبکه های ارتباطی ورشد علم وتکنولوژی جوامع نیازمند یک مدیریت علمی ومدرن هستند تا بتوانند با مقتضیات زمانه پیش بروند. اداره سنتی شهرها با توجه به پیشرفت بسیار سریع دانش نوین نتیجه ای جزفقروعقب ماندگی به همراه نخواهد داشت. جامعه شناسان ابعاد توسعه را شامل توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی می دانند که باید در برنامه ریزیهای توسعه شهری بدان توجه نمود. حال بااین نظریات وتئوری های موجود، برای توسعه شهرستان ملارد تدبیر چیست وچه نسخه ای باید پیچید ؟شکی نیست ملارد که تا به امروز به صورت یک بخش اداره می شد چیزی نیست مگر یک روستای بزرگ، جلوه ها ونمادهای مدرن شهری کمتر دیده می شود ، از حضور نهادها ومراکز خدمات رسانی چه به صورت دولتی وچه غیر دولتی که لازمه زندگی شهری است خبری نیست ، قطعاً به صرف تغییر نام از بخش به شهرستان نیز معجزه ای صورت نخواهد گرفت مگرآانکه برنامه ای مدون وکاملاً کارشناسی جهت توسعه شهر ملارد وجود داشته باشد. مدیران شهری بدین امر واقفند که در حال پی ریزی بنای یک شهرستان جدید هستند وباید به این نکته توجه داشته باشند که خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج . آنان در یک موقعیت خطیر از تاریخ شهرستان ملارد قرار دارند، تصمیمات واقدامات کوچک آنان تاثیرات بسیار بزرگ درآینده را به دنبال خواهد داشت پس باید بسیار مدبرانه بیندیشند وعمل نمایند. تمام آنانی که در مدیریت شهری شهرستان ملارد دستی برآتش دارند، باید به فکر تدوین برنامه جامع توسعه شهرستان ملارد باشند. اولین حرکت در این زمینه می تواند دعوت از صاحبنظران ، نخبگان، مدیران وافراد صاحب فکر واندیشه برای ارائه نظراتشان در رابطه با توسعه شهری وتعیین اولویتهای آن باشد. علی القاعده در این شهر افرادی هستند که می توانند با اطلاعات وتجربیاتی که دارند یاریگر مدیران شهری در امر توسعه باشند . در توسعه شهرستان ملارد باید متوازن حرکت کرد یعنی به همه جنبه های مختلف توجه کرد مانند صنعت، کشاورزی، خدمات و... اما در کنار آن در یک یا دو زمینه به صورت تخصصی عمل نمود وآنان را در بستر توسعه شهری قرار داد. لازم است کار گروه های تخصصی شکل گیرند وهر کدام در یک زمینه به بررسی بپردازندونهایتاً مشخص نمایند که این شهر در چه زمینه ای می تواند موفق تر باشد وآیا پتانسیل تبدیل شدن به یک شهر صنعتی را دارد؟ آیا می تواند یک شهر دانشگاهی باشد یا کشاورزی ویا شهری سودا گر . رویه ی تخصصی شدن شهرها امروزه پدیده ای جهانی است وبسیاری از شهر ها در دنیاوجود داردکه با یک تخصص خاص قابل شناسائی اند وآن تخصص تبدیل به یک نماد شهری گردیده است . در ابتدای مطلب در تعریف توسعه گفته شد که توسعه شامل دگرگونی در دیدگاه ووجه نظر نیز می گردد، بدین معنی که در بحث توسعه قبل از هر چیز باید از نظر فرهنگی وروانی شهروندان راآماده مشارکت در امر توسعه وهم چنین قبول این پدیده کرد . مسئولین شهرستان ملارد اگر خواهان توسعه وپیشرفت شهری هستند که غیراز این نیز نمی توانندباشد چاره ای ندارد جزآنکه مردم را از لحاظ فرهنگی برای مشارکت در این پروسه کاملاً آماده نمایند ، آمادگی روانی شهروندان جهت مشارکت می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات روبرو درآینده باشد. ترکیب جمعیتی وفرهنگی شهرستان ملارد به گونه ای شکل گرفته است که اکثریت با شهروندان سنتی است که معمولاً به دلیل داشتن ذهنیت های تلخ از گذشته در مقابل برخی طرح های نوین توسعه شهری مقاومت می کنند ویا لااقل نسبت به آنها بدبین هستند، لذا می طلبد که مدیران شهری با برنامه های بسیار غنی فرهنگی زمینه های مشارکت واستقبال شهروندان ملاردی را از طرح های توسعه شهری فراهم نمایند وبا توجه به پتانسیل های بسیار زیاد این شهر در دهه آینده یکی از پیشرفته ترین شهرهای استان تهران ودر یک زمینه تخصصی نیز درسطح ملی دارای جایگاهی عالی باشیم .
فخر الدین آیینه وند دبیر سرویس اجتماعی


نویسنده : فخرالدین آئینه وند | مربوط به موضوع : اجتماعی | در تاریخ : 5 اسفند 1388 | بازدیدها: 382 | نظرات (0) | ادامه مطلب

این روزها

این روزها
یک مصاحبه نیمه تمام ویک موضوع جنجالی
موضوع از این قرار است که در طی مصاحبه با یکی از اعضای شورای شهر در جریان تخلفات گسترده مالی شهرداری قبل از سال 85 قرار گرفتیم. مصاحبه شونده، از کشف وپیگیری فساد مالی گسترده در آن سالها سخن می گفت، که صحت وسقم وپیگیری آن بر عهده محاکم قضائی است. اما آنچه مبرهن است اذعان شوراییان به ایجاد موانع جدی در برسی این موضوع ولابی های پنهان بعضی که عبایشان لای در گیر کرده، حکایت دارد تا روشن شدن ابعاد دیگر مسئله وتعیین تکلیف درمحاکم قضائی منتظرمی مانیم انشاالله که گربه است.
یک سوال منطقی ویک واکنش عصبی
خیلی ساده شروع شد در ماه آبان صندوق وام ضروری فرهنگیان که مجموعه ای حقوقی منفک از اداره آموزش وپرورش ملارد است طی یک اطلاعیه به همکاران واعضاء، خبر از کاهش سقف وام از 3 برابر به 2 برابرموجودی وافزایش مدت انتظار تا 12 ماه خبر داد. خبرنگار بصیرت جوانان طی پیگیری در مورد این مسئله اقدام به انتشار این اطلاعیه کرده است وطبیعتاً حق پاسخ گوئی را نیز برای مسئولین صندوق قائل می باشد اما ناگهان با خبر شدیم مسئولین صندوق وام ضروری اقدام به شکایت علیه نشریه کرده است ضمن عرض خسته نباشید به این دوستان گرامی آن نصحیت معروف را تکرار می کنم: آنرا که حساب پاک است ...
ملارد در نوبت کد 021 استانی
در خبرها آمد که قرار است ملارد نیز مجهز به کد 021 شود خبر را که جویا شدیم متوجه این نکته شدیم که 021 کردن کد تمام شهرهاو شهرستانهای استان تهران در دستور کار مخابرات کل استان تهران قرار دارد در حقیقت این یک پروژه ی استانی است که البته بعضی ها سعی دارند که در این بین از این نمد کلاهی برای خود ببافند به هر حال خبر خوبی است.
از شهرداری وشورا چه خبر
اولاً بگویم ما مخالف کفایت ولیاقت افراد نیستیم. ثانیاً ما با کسی تعارف نداریم . شنیده می شود که افرادی در شهرداری همزمان در دو جایگاه شغلی مشغول به کار است ضمن خدا قوت گفتن به این عزیزان، عرض میکنیم که هندوانه ها سنگین اند دست تان خسته می شود. وخبر دیگر اینکه شهردار حالا دیگر یک ساله ملارد در اقدامی قابل توجه میزان سرانه فضای سبز را تا حد بسیار بالائی ارتقا داده است. شهرداری ملارد در بین شهرهای برتر استان تهران ار حیث داشتن سرانه های فضای سبز جزء 5 شهر برتر استان است رتبه قبلی ملارد 30 از بین 37 شهر بود. که البته عملکرد مسئول مربوطه ( فضای سبز) قابل تقدیر وتشکر است.
ثانیاً توجه جناب آقای دکتر را به کیفیت آسفالت معابر وپروژه های عمرانی سطح شهر با آن همه مهندس جدید که استخدام نموده اید، همچنین تخلفات عمده ساختمانی وساخت وساز های غیر مجاز با آن همه مهندس ناظر شاغل در واحد شهرسازی، که مانده اند، به کار خلق الله رسیدگی نمایند یا به فکر نظارت خودشان باشند، وچندین مسئله ریز ودرشت دیگر که بماند برای شماره های آینده، جلب می نمائیم.
جومونگ در خیابان بهاره
شاید باورتان نشود که غروب یک روزدل انگیز پاییزی که باران ریز و نم نمی هم در حال باریدن بود این حقیر سوار بر مرکب در حال عبور از خیابان بهاره شرقی و ورود به بلوار ملارد ، ناگهان چهره ی جومونگ را دیدم که در حال کشیدن اجسام فلزی سخت و بزرگی به نام شمشیر بودند والبته یک عدد جوان در حال ناکام شدن نیز شتابان در حال فرار، باورکنید دوستی که در کنار دست من نشسته بود وساکن یکی از شهرهای اطراف بود از شدت تعجب خشکش زده بود. که روز روشن قمه، ببخشید شمشیرکشی سه جوان که در پی تسویه حساب با چند نفر دیگر یا حالا هر موضوع دیگر، برای این کار خود شمشیرهایشان را از غلاف کشیده وفحش های یک کمی بد به آن بخت برگشته می دادند وجماعت تماشا چی هم احتمالاً قند توی دلشان آب می شدکه پشت صحنه یک فیلم اکشن را با بازی جومونگ، تسوی نامرد وعالیجناب یونتابال را در حال مشاهد هستند البته سوسانو غایب بود. واقعاً نمی دانیم در این قضیه یقه ی چه کسی را بگیریم، فرهنگ را سیاست را نیروی انتظامی را چه کسی شما بگویید.
یوسف حسامی


نویسنده : یوسف حسامی | مربوط به موضوع : سیاسی | در تاریخ : 5 اسفند 1388 | بازدیدها: 283 | نظرات (0) | ادامه مطلب

منو کاربری
 
نام کاربری
کلمه عبور
 
 
جدیدترین مطالب
 
مطالب تصادفی

آرشیو ماهانه

نسخه الکترونیکی هفته نامه
کاربر گرامی شما در این قسمت می توانید نسخه دیجیتالی هفته نامه را به صورت فایل PDF دریافت نمائید .
»» 03/09/1388
»» 03/10/1388
»» 04/11/1388





Powered by WebGozar

تماس با ما
کاربران گرامی شما می توانید در صورت داشتن هرگونه سوال یا انتقادی از لینک زیر آن را با ما در میان بگذارید ، تا ما در اسرع وقت پاسخ را برای شما ارسال نماییم .

لطفا اینجا کلیک نمائید